با این حال،آتشبسی که دوازده ماه پیش امضا شد، یک توافق نظامی ساده برای توقف جنگ نبود، بلکه آغازگر فصلی پیچیده و غبارآلود در تحولات غزه شد که در آن مخاطرات یک «صلح مسلح» جایگزین جنگ عریان گردید و طی این یکسال ۵ هزار و ۳۰۴ مرتبه آتشبس نقض شد.
در نخستین سالگرد این توافق، نگاهی به زیرساختهای حیاتی بازسازینشده، مردمان آواره و ویرانههای پابرجای غزه نشان میدهد که طرح ترامپ، لزوماً به معنای پایان بمبارانها و کشتار و خرابی و رنج اهالی نبوده است. اکنون، زمان مناسبی است تا به این پرسش بنیادین پاسخ دهیم: این نقشه راه تحت نظارت «هیئت صلح»، در یک سال گذشته با خود چه به همراه داشته است؟
۱. تبادل اسرا: بر اساس این توافق، پرونده ۴۸ اسیر اسرائیلی باقیمانده در غزه برای همیشه بسته شد؛ ۲۰ اسیر زنده و ۲۸ جسد در مقابل آزادی ۱۹۵۰زندانی فلسطینی شامل ۲۵۰ زندانی محکوم به حبسهای بلند مدت و ابد از گروههای مختلف و۱,۷۰۰ فلسطینی که پس از عملیات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ بازداشت شده بودند و تحویل ۳۶۰ پیکر فلسطینی (آزادی پیکر ۱۵ جانباخته فلسطینی در ازای تحویل هر جسد اسرائیلیدر غزه) صورت گرفت. به این ترتیب، حماس تنها کارت برنده و عملاً اهرم فشار اصلی خود را برای وادار کردن اسرائیل به اجرای دیگر بندهای توافق از دست داد.
۲. بحران انسانی: اگرچه به نسبت دو سال جنگ، وضعیت در غزه بهتر شده، اما اوضاع همچنان وخیم است و حدود ۹۴ درصد جمعیت غزه به کمکهای مرتبط با اسکان و نیازهای اساسی نیاز دارند و ۶۵ درصد خانوادهها در چادرها یا سرپناههای موقت زندگی میکنند. ۷۷ درصد از جمعیت هنوز با ناامنی غذایی حاد مواجهند و کمبود شدید دارو، لوازم و تجهیزات پزشکی، سوخت، اقلام و مصالح ضروری ساختوساز - مانند سیمان، فولاد و ماشینآلات سنگین و تجهیزات تخصصی ـ و سرپناههای موقت همچنان ادامه دارد، که عمدتاً به دلیل محدودیتهای اسرائیل بر اقلامی است که به عنوان «کاربرد دوگانه» طبقهبندی میشوند.اهالی همچنان از ابتداییترین مولفههای زندگی عادی، از جمله مسکن امن، آب، برق، خدمات درمانی و آموزشی، فرصتهای شغلی و منابع درآمد محروم هستند.
بر اساس بندهای ۷ و ۸ طرح ۲۰ مادهای، واشنگتن متعهد شده بود شریانهای حیاتی غزه را با ورود روزانه حداقل ۶۰۰ کامیون امدادی و تجهیزات سنگین آواربرداری احیا کند. اما واقعیتِ یکساله نشان داد که این اقلام، اسیر محدودیتها و جیرهبندیهای قطرهچکانی شد؛ به طوری که در مقاطعی طولانی از سال، این حجم به کمتر از یکششم میزان تعهدشده تقلیل یافت و عملاً نتوانست سایه شوم قحطی ساختاری را از سر دو میلیون آواره ساکن در چادرها بردارد.
به گفته مدیرکل اطلاعرسانی دولتی غزه، ۹۵ درصد از ساکنان نوار غزه برای تأمین نیازهای غذایی خود به کمکهای بشردوستانه و آشپزخانههای خیریه وابستهاند و بیش از۲۰۰هزار خانواده فلسطینی هر روز در جستجوی تنها یک وعده غذا هستند.
۳. ادامه بمباران: سندِ ۲۰ مادهای، هرگز پایانی بر ماشین کشتار نبود. تلآویو راهبرد حملات هوایی هر از چندگاه و ترورهای نقطهای و هدفمند را جایگزین عملیات گسترده جنگی همهروزه کرده و بسیاری از فرماندهان ارشد مقاومت را که در طی دوران جنگ بدانها دست نیافته بود، در دوران آتشبس ترور کرده است.
آمارهای تکاندهنده وزارت بهداشت غزه در نخستین سالگرد این توافق فاش میکند که در طول دوازده ماه گذشته، غزه هزینهای معادل ۱,۴۷۲ شهید و نزدیک به ۲۰۰,۵ مجروح را در وضعیت «نه جنگ، نه صلح» پرداخت کرده است.
۴. بازسازی: عمیقترین نشانه ابتر ماندن طرح ۲۰ مادهای، در پرونده بازسازی باریکه غزه عیان میشود.
بیش از ۸۲ درصد از کل ساختمانهای غزه آسیب دیده یا ویران شدهاند - که حاصل آن حدود ۶۱ میلیون تن آوار است - و بخش اعظم جمعیت غزه در میان همین آوارها و در چادرها زندگی میکنند. با این حال، به گفته برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP)، تنها حدود ۰.۵ درصد از کل آوارها پاکسازی شده است.
ارزیابیهای مشترک سازمان ملل متحد و بانک جهانی نشان میدهد، غزه برای پاکسازی آوارها که هزاران پیکر مفقودالاثر را همچنان در خود دارد و احیای زیرساختهای اولیه آب، برق و درمان به ۷۱.۴میلیارد دلار سرمایه در یک بازه زمانی ۱۰ ساله نیازمند است. هیئت صلح در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، از طرح ۲/۴۵ میلیارد دلاری خود برای بازسازی غزه رونمایی کرد که قرار است طی شش ماه در ۶۶ برنامه مختلف توزیع شود. این هیئت تاریخ مشخصی را برای آغاز بازسازی غزه تعیین نکرده است.
ترامپ با بوق و کرنای رسانهای از تصویب یک صندوق تعهدات ۱۸ میلیارد دلاری توسط کشورهای غربی و عربی خبر داد. اما اسناد مالی در اولین سالگرد توافق فاش کرد که از این مبلغِ ادعایی، تنها ۲۸۰ میلیون دلار به صورت نقدی واریز شده است. کشورهای کمککننده اصلی، از جمله عربستان سعودی، امارات متحده عربی و قطر، تأکید دارند که تا زمانی که حماس خلع سلاح نشود و آنها از عدم ازسرگیری جنگ و خروج اسرائیل از غزه اطمینان حاصل نکنند، کمکهای مالی خود را واریز نخواهند کرد. این امر عملاً روند بازسازی را به طور کامل قفل کرده است. نتیجه چیزی جز تداوم زندگی اسفبار دو میلیون فلسطینی در میان تلی از سیمان و آهن و در چادرهای فرسوده نیست.
۵. عقبنشینی: اسرائیل از زمان عقبنشینی اولیه در ۱۰ اکتبر به پشت خط زرد، هیچ عقبنشینی دیگری انجام نداده است. ارتش اسرائیل در حال ساخت استحکامات اضافی در امتداد خط آتشبس و تقویت مواضع موجود خود است و اشغال غزه از میزان ۵۳ درصد اولیه به بیش از ۶۳ درصد رسیده و نتانیاهو وعده ۷۰ درصد اشغال را داده و گفته این مناطق را به فلسطینیان برنخواهد گرداند. در این فاصله، اسرائیل ۴۰ پایگاه و موضع نظامی جدید را در امتداد خط آتشبسی که غزه را به دو بخش تقسیم میکند، ایجاد کرده است؛ اقداماتی که با اشغال مناطق جدید و تسطیح آنها، به کوچ دهها خانواده فلسطینی منجر شده است.
ارتش اسرائیل باید بهتدریج، طبق توافقی که با تشکیلات انتقالی منعقد میکند، مناطق تحت اشغال خود در غزه را به نیروهای بینالمللی ثباتساز (ISF) تحویل دهد تا زمانی که بهطور کامل از غزه خارج شود؛ البته به استثنای حضور در یک نوار امنیتی پیرامونی که تا زمان تأمین امنیت کامل غزه باقی خواهد ماند. با توجه به عدم استقرار نیروهای بینالمللی ثباتساز و عدم تحقق خلع سلاح، ارتش اسرائیل خود را ملزم به خارج شدن از غزه نمیداند.
۶. خلع سلاح: حماس هرگونه خلع سلاح را منوط به خروج اسرائیل، توقف عملیات نظامی اسرائیل در غزه، اجازه ورود کامل کمکهای بشردوستانه و آغاز بازسازی نموده است. تعهداتی که این گروه بدان اصرار دارد، اسرائیل قبلا تحت آتشبس ۱۰ اکتبر ۲۰۲۵ به آنها متعهد شده است.
حماس همچنین خواستار تضمینهای بینالمللی است که اسرائیل به تعهدات خود تحت هرگونه توافق خلع سلاح عمل کند.
۷. حکومت و امنیت: ساختار سیاسی غزه با یک دگرگونی جدید، اما به شدت متزلزل روبرو است.
با وجود ایجاد هیئت صلح و تشکیل یک کمیته ۱۵ نفره از تکنوکراتهای مستقل فلسطینی برای اداره امور اجرایی و مدنی غزه، رویای یک حکمرانی کارآمد بهسرعت تحتالشعاع واقعیتهای خشن نظامی قرار گرفت.
هیچ یک از اعضای این کمیته اجازه ورود به غزه را نیافته، هنوز هیچ مرجعی را در محل ایجاد نکرده و هیچ جدول زمانی مشخصی برای تغییر این وضعیت وجود ندارد. این کمیته همچنین با کمبود شدید مالی مواجه است.
همچنین، طبق توافق، قرار بود امنیت غزه به نیروهای بینالمللی ثباتسازسپرده شود، اما ارتش اسرائیل با تکیه بر سیطره خود بر بیش از ۶۳ درصد از نوار غزه، عملاً هرگونه اقتدار امنیتی را از کمیته سلب کرده است.
این کمیته، بدون داشتن نیروی اجرایی منسجم و در حالی که حتی بودجههای جاری پرداختی به کارکنان مدنیاش به دلیل فقر منابع مالی هیئت صلح با تاخیرهای طولانی مواجه است، به دولتی تشریفاتی بر روی کاغذ تبدیل شده که تداوم حیاتش صرفاً به اراده بازیگران خارجی وابسته است.
این وضعیت، غزه را در یک خلاء قدرت ساختاری با شکافهای عمیق امنیتی رها کرده است.نیروی پلیس فلسطین هم که صلاحیت آن تایید شده، در مرحله استخدام است و مشخص نیست وضعیت نیروی پلیس موجود تحت کنترل حماس که در حال حاضر نظم را حفظ کرده و کاروانهای کمکرسانی را در سمت تحت کنترل حماس در غزه ایمن میکند، چه خواهد شد.
یک سال پس از آتشبس۱۰ اکتبر ۲۰۲۵، غزه امروز تصویر روشنی از یک «صلح معلق و مسلح» است؛ وضعیتی که در آن بمبارانهای همهجانبه جای خود را به حملات هر از چندگاه، اشغال دوسوم نوار غزه، ترورهای نقطهای و کمکهای قطرهچکانی داده است.
طرح ۲۰ مادهای ترامپ، بجای آنکه نقشه راهی برای بازسازی غزه باشد، عملاً بحران را در زرورقی منجمد کرده است.
شواهد میدانی نشان میدهند بدون حل ریشهای مسأله اشغالگری و پذیرش حق تعیین سرنوشت فلسطینییان، این آرامشِ کاغذی ونمایشی، پایدار نخواهد ماند. غزه امروز انبار باروتی است که زیر خاکسترهای بازسازینشدهاش، هر لحظه قابلیت انفجاری شدید و فروپاشی کامل این توافق شکننده را در بطن خود پرورش میدهد.